یادداشت ها
|
به نوروز 89 خوش بینم!و این زمان است که پیش می راند. زندگی را زمان تغییر می دهد. زندگی را زمان معنا می کند. همه چیز به زمان ربط دارد. زمان مثل یک بولدوزر، از روی همه چیز رد می شود. زمان می گذرد، و نمی دانم کی به خودمان می آییم و می فهمیم که گذشته است. زمان، مثل همیشه مرموز است. زمان مثل همیشه جای حرف دارد. ولی قرار نیست درباره زمان بنویسم. چون زمان نمی گذارد که درباره اش حرف زده شود. رد می شود و می رود. برای همین هاست که می خواهم از نوروز بنویسم. از اینکه هی زندگی ورق می خورد. هی تاریخ گواهی می دهد که سال دارد عوض می شود. سال نو از راه می رسد و همه تلاش می کنند که این را به تو بفهمانند. نباید عقب ماند، باید درک کرد که سال دیگری از راه رسیده. باید نگاه کرد به زندگی، به فصل های مختلف زندگی... باید نگاه کرد به برف هایی که از دیشب دارد می بارد. برف هایی که توی چند شهر می بارد. حالا چه اهمیت دارد که از اینجایی که من دراز کشیده ام چیزی دیده نمی شود. اینجا چند کیلومتری با برف فاصله دارد. اما یک نفر امروز صبح گفت که همه جا سفید شده. همان جایی که بود، و این حس یعنی یک حس خوب برای من. سال که نو می شود، برای زمان فرقی ندارد. آدم منتظر است عکس العمل زمان عوض شود. انتظار دارد چند دقیقه بایستد تا خوب عوض شدنِ سال را بفهمیم. اما ایده زمان چیز دیگری است. او از اول برای رد شدن و گذشتن خلق شده. زمان مثل آدم ها نمی تواند ماهیتش را تغییر بدهد. برای او ماهیتش توی ناخودآگاهش نقش بسته و حالا فقط رد می شود. سال دارد عوض می شود. این را وقتی می نویسم که هنوز سال همان است که بود. هنوز 88 است و همه بدی هایش. هنوز 88 است و غم های خیلی خیلی سنگین. هنوز 88 است و نگرانی های بزرگ انگار بی خیال نمی شوند... اما شاید این نوشته وقتی خوانده شود که دیگر 88 نیست، ولی باز هم توی این نوشته همان سنگینیِ 88 هست. یعنی اینجا شاید زمان رودست خورده باشد. البته صرفاً شاید! من تقریبن درباره زمان ادعایی نمی توانم بکنم. او کار خودش را می کند و می گذرد. شاید هم من رودست خورده باشم. چون به هر حال از وقتی این ها را نوشته ام گذشته است، چه چند دقیقه چه چند سال. مهم این است که این را هم زمان تعیین می کند. نمی گویم لعنت به زمان، چون این اراده را نداشته که خودش برای ماهیتش تصمیم بگیرد. او را اینطور ساخته اند. باید با زمان مهربان بود. باید فهمیدش. و شاید بهتر باشد گذشتنش را به فال نیک گرفت. شاید اگر نمی گذشت، چیزِ خوبی نمی شد. من خوش بینی را انتخاب کرده ام. به نوروز امسال خوش بینم. به آدم های خوب امیدوارم. به صبر و استقامتِ آدم های خوب... به عشق و زیبایی، به آرمان های خوب، به سبزیِ زندگی امیدوارم و هرچه فکر می کنم می بینم به نوروز 89 از همیشه خوش بین ترم...
+
یاسین شفقی ; ٩:٠٢ ب.ظ ; جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸
|